اعسار مهریه چیست؟

اعسار مهریه چیست؟

وکیل

 همواره تصور اشتباهی که در جامعه وجود دارد که فکر می کنند تمامی آثار قانونی که توسط ازدواج به وجود می آید از پایان مراسم عروسی آغاز می شود. در این خصوص باید گفت طبق قانون از لحظه انعقاد نکاح و امضای طرفین در خصوص مندرجات عقد نامه تمامی آثار حقوقی و شرعی که برای نکاح قابل تصور است برای طرفین ایجاد می شود یکی از مهم ترین و البته  چالش برانگیز ترین حقی که درصد قابل توجهی از دعاوی دادگاه خانواده را به خود اختصاص داده مهریه است که به آن می پردازیم

مهریه چیست

مهریه مالی است که اصولا با توجه به ویژگی ها ،خصوصیات ،وضعیت و صفات  خانم و خانواده ی وی ، طبق توافق طرفین انجام می شود و اگر به صورت عندالمطالبه باشد هر زمان که خانم تقاضا کند مرد مکلف به پرداخت آن است حال اگر مهریه عندالمطالبه بود و مرد توانایی پرداخت مهریه را نداشته باشد چگونه باید عمل کرد؟ مرد از چه طریقی می تواند عدم توانایی خود در پرداخت مهریه را ثابت کند؟

در این خصوص باید بامفهوم اعسار آشنا شد.

اعسار چیست

اعسار در لغت به معنای رنج و سختی است و در اصطلاح بدین معنی است که شخص توانایی پرداخت وجه اعم از محکومیت در دعوا، هزینه دادرسی و یا مهریه را ندارد .

اگر شخص مدعی اعسار باشد و این امر به نظر دادگاه موجه و مورد قبول واقع شود برای آن شخص دارای آثاری است. به طور مثال در خصوص اعسار از هزینه دادرسی، هزینه دادرسی فعلا از او دریافت نمی شود یا مقداری از آن کاسته می شود یا اگر موضوع پرداخت مبلغی به نفع شخصی باشد برای پرداخت آن مهلت مناسبی داده خواهد شد یا اقساطی برای پرداخت آن در نظر گرفته می شود.

شرایط اثبات اعسار

مطابق با قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی، مدعی اعسار می بایست دادخواستی با عنوان اعسار از هزینه دادرسی یا مهریه و یا … همراه با فهرست اموال از جمله تعداد و مقدار وجوه نقدی و حساب های بانکی که دارد و مشخصات دقیق این حساب ها و هر مال یا وجه ای که نزد اشخاص دیگر دارد و فهرست هرگونه نقل و انتقال که ظرف یک سال گذشته انجام داده است را به همراه دادخواست اعسار تقدیم دادگاه نماید.

همچنین در مواردی با شهادت ۲نفر که آگاه به وضعیت مالی متقاضی می باشند نیز می توان دادخواست اعسار نمایید.

اگر مشخص شود که مدعی اعسار برای فرار از دین دارایی فهرست دارایی خود را تمام و کمال ارائه نکرده باشد و یا اموالی را مخفی کرده باشد یا برخلاف واقعیت مدعی اعسار شده باشد دادگاه ضمن رد اعسار وی و مزایایی که شخص از آن  بهره مند شده بود ممکن است او را به حبس ۳تا۶ماه محکوم کند.

اعسار مهریه

حال که با اعسار و آثار آن آشنا شدیم لازم است تا اعسار از پرداخت مهریه را بیشتر مورد بررسی قرار دهیم چراکه اعسار مهریه با سایر موارد گفته شده تفاوت هایی دارد.

طبق قانون اجرای محکومیت های مالی اگر مردی توانایی پرداخت مهریه همسر خود را نداشته باشد و مدعی اعسار شود و اعسار وی با شرایطی که ذکر کردیم ثابت شود قانون به میزان ۱۱۰ سکه تمام، مرد را مکلف به پرداخت آن می کند. و با توجه به اعسار وی، یا فرصت کافی برای پرداخت مهریه تعیین می کند یا اقساطی برای پرداخت مهریه معیین می کند.

امادرسال گذشته با توجه به افزایش نرخ سکه و شمار زیاد زندانیان مهریه در زندان بخش نامه ای از سوی ریاست قوه قضاییه تصویب شد که قضات رسیدگی کننده به دعاوی مهریه می بایست تا حد امکان از زندانی کردن مرد خودداری نموده و با توجه به شرایط مالی مرد فرصتی برای پرداخت و یا پرداخت آن را به صورت اقساط قرار  بدهند و در این زمینه سخت گیری ننمایند.

با وضع چنین بخشنامه ای به نظر می رسد ادعای اعسار از پرداخت مهریه و طرح دادخواست به دادگاه از جانب مرد موجب می شود که به راحتی حکم اعسار مرد توسط دادگاه صادر شود و کمتر حکم به زندان صادر می شود.

نکته مهم و قابل توجه که اکثرا به آن توجه نمی کنند در صورتی که مرد توانایی  مالی داشته باشد و به هر نحوی این امر برای دادگاه ولو توسط خانم ثابت شود مرد مکلف به پرداخت تمام  مهریه می باشد حتی اگر مهریه تعیین شده خانم، بیش تر از ۱۱۰سکه تمام باشد.

نمونه دادخواست اعسار از پرداخت مهریه

طبق قانون آیین دادرسی مدنی دادخواست باید به زبان فارسی در روی برگ‌های چاپی مخصوص نوشته شده و حاوی نکات زیر باشد:

  1. نام، نام خانوادگی، نام پدر، سن، اقامتگاه و حتی‌الامکان شغل خواهان.
    تبصره – در صورتی که دادخواست توسط وکیل تقدیم شود مشخصات وکیل نیز باید درج گردد.
  2. نام، نام خانوادگی، اقامتگاه و شغل خوانده.
  3. تعیین خواسته و بهای آن مگر آنکه تعیین بها ممکن نبوده و یا خواسته، مالی نباشد.
  4. تعهدات و جهاتی که به موجب آن خواهان خود را مستحق مطالبه می داند به طوری که مقصود واضح و روشن باشد.
  5. آنچه که خواهان از دادگاه درخواست دارد.
  6. ذکر ادله و وسایلی که خواهان برای اثبات ادعای خود دارد، از اسناد و نوشتجات و اطلاع مطلعین و غیره، ادله مثبته به ترتیب و واضح نوشته می شود و اگر دلیل، گواهی گواه باشد، خواهان باید اسامی و مشخصات و محل اقامت آنان را به طور صحیح معین کند.
  7. امضای دادخواست دهنده و در صورت عجز از امضاء، اثر انگشت او.

تبصره ۱- اقامتگاه باید با تمام خصوصیات از قبیل شهر و روستا و دهستان و خیابان به نحوی نوشته شود که ابلاغ به سهولت ممکن باشد.
تبصره ۲- چنانچه خواهان یا خوانده شخص حقوقی باشد، در دادخواست نام و اقامتگاه شخص حقوقی نوشته خواهد شد

اعسار مهریه

نمونه دادخواست اعسار مهریه

ریاست محترم مجتمع قضایی

ضمن عرض سلام احتراما به استحضار می رساند

بنده طبق دادنامه به شماره …. مورخ………. صادره از شعبه………. دادگاه عمومی شهرستان به پرداخت مبلغ………. ریال در  خانم………(اسم همسر). محکوم شده اما نظر به مشکلات متعدد/ عدم دسترسی با توجه به مستندات تقدیمی صدور حکم به اعسار از پرداخت مبلغ محکوم‌به/ تقسیط مبلغ محکوم‌به با استناد به ماده ۳ قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی ۱۳۹۴را درخواست دارم

  • در قسمت خواسته دادخواست تقاضا تقسیط مهریه نوشته می گردد.
  • در قسمت دلایل هم، فیش حقوقی و شهادت شهود و دادنامه ضمیمه خواهد شد

افلاس، اعسار، ورشکستگی

وکیل

افلاس، اعسار، ورشکستگی

در این مطلب می‌خواهیم در مورد هر یک از مفاهیم افلاس، اعسار و ورشکستگی برای شما توضیح دهیم.  

معنای افلاس، اعسار و ورشکستگی چیست؟

افلاس در لغت به معنای تنگدستی و بی چیز شدن؛ و در اصطلاح به معنای ناتوانی فرد از پرداخت دیون و بدهی‌های خود است.

اعسار در لغت به معنای تنگدستی و نیازمندی؛ و در اصطلاح به معنای ناتوانی فرد از پرداخت هزینه دادرسی یا دین خود است.

ورشکستگی نیز در لغت به معنای نداری؛ و در اصطلاح به حالت تاجری که در پرداخت دیونش وقفه ایجاد شده، اطلاق می شود.

افلاس یعنی چه؟

افلاس یعنی شخصی اموال خود را از دست داده و تهیدست شده باشد و به همین دلیل ار پرداخت دیون خود عاجز باشد. به کسی که دچار افلاس می شود، مفلس گفته می شود. 

در گذشته، دادگاه در مورد شخص مفلس با صدور حکمی اعلام می نمود که دارایی این شخص از بدهی های او کمتر است و بنابراین شخص مفلس از تصرف در دارایی های خود منع می شد که به حقوق طلبکاران او آسیبی وارد نشود. اما با نسخ قانون اعسار و افلاس، تاسیس حقوقی افلاس هم رفته رفته از بین رفت. به همین جهت هم اکنون در متون قانونی، تعریفی از این اصطلاح یافت نمی شود. اکنون نیز بیشتر از دو نهاد اعسار و ورشکستگی صحبت می‌شود که در مورد هر یک از آنها توضیح می دهیم.

اعسار چه معنی می دهد؟

یکی از نهادهای کارآمد، نهاد اعسار است. اعسار همان‌گونه که گفتیم، به معنای تنگدستی و نیازمندی است. اما در اصطلاح یعنی شخصی به واسطه ی نداشتن مال یا در دسترس نبودن اموال خود توان پرداخت هزینه دادرسی یا محکوم‌به را نداشته باشد. به کسی که در حالت اعسار قرار دارد، معسر گفته می شود.

امروزه بسیاری از افراد در موضوع دعاوی مالی و محکومیت های مالی سعی در اثبات اعسار خود و استفاده از امتیازات خاص این نهاد دارند.

در ذیل به توضیح هر یک از انواع اعسار می‌پردازیم:

اعسار انواع متفاوتی دارد:

اعسار بر سه نوع زیر است:

  • اعسار از پرداخت هزینه دادرسی
  • اعسار از پرداخت محکوم به 
  • اعسار در مقابل اجرائیه ثبتی

در بخش های بعدی، هر یک از انواع اعسار را توضیح می دهیم.

نوع اول اعسار از پرداخت هزینه دادرسی است.

مطابق قانون آیین دادرسی مدنی، هزینه دادرسی عبارت است از:

  1. هزینه برگ هایی که به دادگاه تقدیم می شود.
  2. هزینه رسیدگی به پرونده ها.

علاوه بر دو مورد فوق، برای هر خدمت قضایی هزینه ای وجود دارد که آن هم هزینه دادرسی محسوب می شود.

حال برخی از افراد به دلیل عدم تمکن مالی یا دسترسی نداشتن به اموال خود، به طور موقتی نمی‌توانند هزینه دادرسی را بپردازند. به همین جهت قانون به این افراد اجازه داده است که با طرح دعوایی به عنوان اعسار بتوانند به صورت موقت بدون پرداخت هزینه دادرسی، دادخواهی کنند. ادعای اعسار از پرداخت هزینه دادرسی، می تواند ضمن دادخواست اصلی مطرح شود و یا به صورت جداگانه طی دادخواستی دیگر مطرح شود.

چگونه اعسار را ثابت کنیم؟

برای اثبات اعسار لازم است دو نفر برای شما شهادت دهند. شاهدین باید از وضع مالی و زندگی شما کاملا مطلع باشند،  شوهد لازم است متن شهادت نامه را تکمیل و امضا کنند. در شهادت نامه این موارد حتما باید قید شود.

  • مشخصات مدعی اعسار (نام، نام خوانوادگی، کد ملی)
  • شغل معسر (می توان عنوان بیکار نیز قید کرد)
  • وسیله امرار معاش
  • عدم تمکن مالی او برای پرداخت هزینه دادرسی با تعیین مبلغ هزینه دادرسی
  • منشاء اطلاعات شهود (مثلا دوستی، همکاری ، فامیلی و …)
  • مشخصات شهود و اقامتگاه آنها

مدیر دفتر دادگاه، پس از دو روز از تاریخ وصول دادخواست، پرونده را به نظر قاضی می‌رساند تا اگر حضور شهود در جلسه لازم است، این موضوع به مدعی اعسار اخطار شود.

در صورت پذیرش اعسار خواهان از پرداخت هزینه دادرسی، او می تواند در تمام مراحل مربوط به همان دعوا از معافیت خود استفاده نماید. در صورتی که مدعی اعسار در دعوا پیروز شود و از حالت اعسار خارج گردد، هزینه دادرسی از او دریافت خواهد شد. همچنین اگر معسر توان مالی پرداخت تمام یا بخشی از هزینه دادرسی را پیدا کند، ملزم به پرداخت آن خواهد بود. همچنین ممکن است دادگاه با در نظر گرفتن وضع زندگی او، مقدار و مدت پرداخت هزینه دادرسی را تعیین نماید.

 

نوع دوم اعسار از پرداخت محکوم به است.

گاهی فردی به موجب حکم دادگاه به پرداخت مالی به دیگری محکوم می شود. اما توان مالی پرداخت دین خود را ندارد. در این شرایط فرد برای جلوگیری از حبس شدن خود باید تا سی روز پس از ابلاغ اجرائیه دعوای اعسار از پرداخت محکوم به را مطرح کند.

محکوم به، مالی است که فرد به پرداخت آن محکوم شده است. شخصی که باید محکوم‌به را بپردازد، محکوم علیه نام دارد و کسی که رای به نفع او صادر شده و محکوم‌به، به او پرداخت می شود، محکوم له نامیده می شود.

محکوم علیه باید دعوای اعسار خود را به طرفیت محکوم له مطرح نماید. به این دعوا در همان دادگاهی رسیدگی می شود که به دعوای اصلی رسیدگی کرده است. دعوای اعسار از پرداخت محکوم به نیز یک دعوای غیر مالی است و هزینه دادرسی آن مطابق دعاوی غیر مالی دریافت می شود. 

چه دلایلی برای اثبات اعسار از محکوم به ارائه دهم؟

۱- کسی که مدعی اعسار از پرداخت محکوم‌به است، باید صورت اموالی مشتمل بر موارد زیر را ضمیمه دادخواست خود نماید:

  • تعداد یا مقدار و قیمت کلیه اموال منقول و غیرمنقول
  • میزان وجوه نقدی نزد بانک ها، موسسات مالی و اعتباری ایرانی و خارجی
  • کلیه اموالی که فرد نزد اشخاص ثالث دارد
  • طلب های فرد از اشخاص ثالث
  • نقل و انتقالات اموال از زمان یک سال قبل از طرح دعوا

 

۲- همچنین شهادت‌نامه ای کتبی حداقل دو شاهد باید پیوست دادخواست قرار گیرد. شهود باید از وضعیت معیشت فرد اطلاعات کافی داشته باشند. بنابراین در شهادت نامه موارد زیر ذکر شود:

  • هویت و اقامتگاه شاهد
  • منشاء اطلاعات شاهد
  • هویت مدعی اعسار
  • شغل مدعی اعسار و میزان درآمد او
  • نحوه قانونی امرار معاش معی اعسار
  • مدت آشنایی با مدعی اعسار به اندازه ای که از بتواند از وضعیت او اطلاع کافی داشته باشد.
  • تائید این نکته که مدعی اعسار به جز مستثنیات دین مالی برای پرداخت بدهی خود ندارد. 

اگر اعسار از پرداخت محکوم به ثابت شود چه نتیجه ای برای شما دارد؟

اگر معسر بودن فرد در دادگاه اثبات شود و مشخص که فرد توانایی پرداخت محکوم به را ندارد، اگر توانایی فرد برای پرداخت دین به صورت اقساطی احراز شود، دادگاه ضمن حکم اعسار با توجه به وضعیت معسر یا مهلت مناسبی برای پرداخت به او می دهد و یا بدهی را تقسیط می کند. تعیین اقساط با توجه به میزان درآمد مدیون و معیشت ضروری او لحاظ شده و به نحوی باشد که او توانایی پرداخت آن را داشته باشد.

اگر درخواست اعسار رد بشود چه اتفاقی می افتد؟

زمانی که دادگاه بدوی به اعسار رسیدگی می کند، حکمی که صادر میکند قابل تجدید نظر خواهی در دادگاه تجدیدنظر است. اگر دادگاه بدوی به نفع شما رای نداد می توانید از این رای تجدیدنظر خواهی کنید. پس از رسیدگی پرونده در مرحله تجدیدنظر، حکم شما قطعی می شود.

اگر اعسار شما ثابت نشد، دادگاه در ضمن حکم به رد دعوا، مدعی اعسار را به پرداخت خسارات وارد شده بر محکوم له، در صورت تقاضای او، محکوم می کند. بنابراین فرد هم به پرداخت محکوم به محکوم می شود و هم خسارات محکوم له. 

اگر کسی که اموال خودش را به صورت کامل معرفی نکند تا معسر تلقی شود یا خودش را به دروغ معسر معرفی کند، علاوه بر رد اعسار او به حبس تعزیری درجه هفت محکوم می شود. در این مورد اگر برای فرد حکم اعسار صادر شده باشد و بعد معسر نبودن او ثابت شود و از حکم اعسار نیز رفع اثر می شود.

 در مقابل اجرائیه ثبتی می توان اعسار دارد؟

اجرای ثبت این امکان را دارد که در خصوص اسناد رسمی مثل مهریه، اجرایه صادر نماید. حال سوال اینجاست برای این اجراییه ها آیا می توان اعسار داد؟

گاهی شخصی به موجب اجرائیه سازمان ثبت اسناد و املاک به دادن مالی محکوم می شود اما توان پرداخت دین را ندارد. در این موارد هم فرد می تواند دعوای اعسار را مطرح نماید.

در این مورد به نکات زیر توجه کنید:

  • در این مورد دعوای اعسار باید در دادگاه عمومی حقوقی محل اقامت خواهان اعسار مطرح شود.
  • طرف دعوای اعسار کسی است که اجرائیه اداره ی ثبت، به نفع او صادر شده است.
  • اعسار در این مورد هم یک دعوای غیر مالی است.

در رابطه با اینکه سند چیست و در چه مواردی می توان از اداره ی ثبت اجرائیه گرفت به سایت ما مراجعه کنید.

معسر از چه مزایایی قانونی می تواند استفاده کند؟

پس از اثبات اعسار، معسر می تواند از مزایای زیر استفاده کند:

  • معافیت موقت از پرداخت تمام یا بخشی از هزینه دادرسی در مورد همان دعوایی که ادعای اعسار در آن مطرح شده است.
  • حق داشتن وکیل معاضدتی و معافیت از پرداخت حق الوکاله.

چند نکته مهم در خصوص دعوای اعسار که لازم است بدانید

  • دعوای اعسار یک دعوای غیر مالی است.
  • خوانده ی دعوای اعسار همان شخصی است که قصد داریم دعوای اصلی را علیه او مطرح کنیم.
  • رسیدگی به دعوای اعسار در صلاحیت همان دادگاهی است که صلاحیت رسیدگی به دعوای اصلی را دارد.
  • حکمی که در دعوای اعسار صادر می‌شود، در هر صورت حضوری محسوب می شود.

در خصوص اعسار و معسر گفتیم و الان وقت آن رسیده به ورشکستگی بپردازیم و تفاوتش به اعسار را بیان کنیم.

ورشکستگی چیست؟ چه تفاوتی با اعسار دارد؟

برخی از افراد با آن که واقعا از پرداخت دیون خود عاجز هستند، اما نمی توانند از نهاد اعسار استفاده کنند. در واقع مطابق قانون آیین دادرسی مدنی و قانون نحوه ی اجرای محکومیت های مالی، تقاضای اعسار تاجران و اشخاص حقوقی پذیرفته نمی‌شود. این افراد مطابق قانون تجارت به جای تقاضای اعسار باید تقاضای ورشکستگی خود را اعلام نمایند.

تاجر کسی است که شغل معمولی خود را معاملات تجارتی قرار داده باشد. تاجر هم می تواند شخص حقیقی باشد، هم شخص حقوقی.

هر گاه در پرداخت دیونی که بر عهده ی تاجر است توقف ایجاد شود و تاجر نتواند طلب خود را بپردازد، تاجر در حالت ورشکستگی قرار می گیرد. به عبارتی هرگاه دیونی که تاجر بر عهده دارد از میزان دارایی او بیشتر شود، تاجر در حالت توقف و ورشکستگی قرار می گیرد.

البته همیشه هم اینگونه نیست که تاجر مالی برای پرداخت دیون خود نداشته باشد. گاهی اموال تاجر در دسترس او نیست و به همین جهت او امکان پرداخت دین خود را ندارد.

 

چگونه می توان به دادگاه اعلام ورشکستگی کرد؟

اعلام ورشکستگی با تقاضای افراد زیر به عمل می آید:

  • بر حسب اظهار خود تاجر
  • به موجب تقاضای یک یا چند نفر از طلبکارها
  • بر حسب تقاضای دادستان

پس از مطرح شدن ورشکستگی تاجر در دادگاه، تا زمانی که دادگاه حکم ورشکستگی او را صادر نکند، ورشکستگی تاجر ثابت نمی شود. اگر دادگاه حکم به ورشکستگی تاجری داد، حتما باید تاریخ توقف تاجر از پرداخت دیون ، یعنی تاریخی که در پرداخت دیون او وقفه ایجاد شده، را در حکم خود مشخص نماید. اگر دادگاه تاریخ توقف تاجر را در حکم معین نکرده باشد، تاریخ صدور حکم تاریخ توقف محسوب خواهد شد.

ورشکستگی دارای انواع است: 

ورشکستگی بر سه نوع است:

  • ورشکستگی عادی
  • ورشکستگی به تقصیر 
  • ورشکستگی به تقلب

که ویژگی های هر یک را در بخش جداگانه ای توضیح خواهیم داد.

حالت اول {ورشکستگی عادی} : 

گاهی ورشکستگی در جریان معمول تجارت رخ می دهد. مثلا شخصی با سرمایه گذاری قابل توجهی وارد تجارت می شود اما بعد رقیبی قوی‌تر پیدا می شود یا مثلا در اثر وقوع زلزله یا جنگ اوضاع اقتصادی بر هم می‌ریزد و باعث شکست خوردن فرد در تجارت خود می شود. در این موارد بخش عمده ای از سرمایه ی تاجر از بین می‌رود بدون آن که او مرتکب تقصیر یا تقلبی شده باشد. بنابراین ورشکستگی شخص عادی تلقی می شود.

برای این دسته از تجار که بدون اینکه مرتکب خطا یا تقلبی شوند، در وضعیت ورشکستگی قرار گرفته اند،

مجازاتی تعیین نمی‌شود.

در مقابل از حمایت های قانونی بهره مند هستند.

حالت دوم {ورشکستگی به تقصیر}:

گاهی ورشکستگی تاجر ناشی از خطاها و تقصیر خود اوست. در واقع اشتباهات او منجر به ورشکستگی شده است.

مطابق ماده ی ۵۴۱ قانون تجارت، تاجر در موارد زیر الزاما ورشکسته ی به تقصیر اعلام می شود:

  1. اگر مشخص شود که مخارج شخصی و خانه ی او در روزهای عادی، بسیار بیشتر از درآمد او بوده است.
  2. اگر مشخص شود که تاجر بخش عمده ای از سرمایه خود را صرف تجارتی کرده است که رسیدن به سود و نفع در آن تجارت منوط به اتفاق محض بوده است.
  3. هرگاه مشخص شود تاجر برای به تاخیر انداختن ورشکستگی خود، خریدی گران‌تر یا فروشی ارزان‌تر از قیمت روز انجام داده است. یا به قصد تاخیر در ورشکستگی ار راه‌هایی که صرفه ی اقتصادی ندارند وجهی به دست آورده باشد.
  4. هرگاه تاجر پس از تاریخ توقف، یکی از طلبکاران را بر سایرین ترجیح داده و طلب او را پرداخت کرده باشد.

علاوه بر آنچه گفتیم، در موارد زیر ممکن است شخص ورشکسته‌ی به تقصیر اعلام شود:

  1. اگر به حساب شخص دیگر و بدون دریافت عوض، تعهداتی دهد که در آن زمان و با توجه به شرایط و وضعیت مالی وی این تعهدات فوق‌العاده باشند.
  2. اگر عملیات تجاری تاجر متوقف شده باشد اما او در بازه ی زمانی ۳ روز از تاریخ ایجاد وقفه در پرداخت دیون خود، توقف خود را به دفتر دادگاه محل اقامت خود اعلام ننماید. برای این کار باید صورت حساب دارایی و کلیه دفاتر تجاری خود را به محکمه تسلیم کند.
  3. در صورتی که دفتر تجارتی نداشته باشد و یا دفاتر موجود ناقص و بی‌ترتیب باشند و وضعیت حقیقی، قروض و مطالبات به درستی بیان نشده باشد. البته مشروط بر اینکه در این موارد هیچ‌گونه تقلبی صورت نگرفته باشد.

ورشکسته ی به تقصیر به شش ماه تا دو سال حبس محکوم می شود.

حالت سوم {ورشکستگی به تقلب}:

هرگاه تاجر به صورت متقلبانه، برای فرار از دیون ، خود را ورشکسته جلوه دهد، ورشکسته به تقلب محسوب خواهد شد. مطابق ماده ی ۵۴۲ قانون تجارت، در موارد زیر تاجر ورشکسته‌ی به تقلب محسوب می‌شود:

  1. تاجری که به صورت عمدی دفاتر تجارتی خود را مفقود کرده باشد.
  2. تاجری که بخشی از دارایی های خود را اعلام نکند یا پنهان کند.
  3. تاجری که با معاملات صوری یا از طریق مواضعه، بخشی از دارایی خود را از بین برده باشد.
  4. تاجری که با استفاده از اسناد یا صورت دارایی و قروض، خود را بیشتر از میزان واقعی، بدهکار جلوه دهد.

اعسار تاجر ورشکسته: 

همان‌طور که در بخش‌های قبلی گفتیم، تاجر نمی‌تواند مدعی اعسار گردد. بنابراین اگر تاجری توان پرداخت هزینه دادرسی یا محکوم‌به را نداشته باشد، نمی‌تواند از نهاد اعسار استفاده کند. چنین شخصی باید به دادگاه محل اقامت خود، دادخواست ورشکستگی خود را اظهار کند.

اشخاص حقوقی نیز نمی توانند از نهاد اعسار استفاده کنند. زیرا تاجر محسوب می شوند و باید ورشکستگی خود را اعلام نمایند.