قرار جلب و انواع آن در امور کیفری و حقوقی

قرار جلب و انواع آن در امور کیفری و حقوقی

وکیل و مشاور حقوقی در بندرعباس

  واژه ای که اغلب مردم به نام حکم جلب می‌شناسند در حقوق با نام قرار جلب یا دستور جلب نامیده میشود. در حقوق، واژه حکم و قرار متفاوت از هم هستند و آثار متفاوتی نیز دارند. هر زمان که دعوایی مطرح می‌گردد و دعوای مورد نظر، توسط قاضی دادگاه مورد رسیدگی قرار میگیرد، در انتهای رسیدگی، قاضی تصمیم خود را در قالب حکم صادر می نماید. این حکم قاطع دعوا است یعنی با صدور آن، در خصوص پرونده تعیین تکلیف شده و از آن مرجع رسیدگی خارج می‌گردد ولی قرار یا دستور جلب متفاوت از حکم است چون قاطع دعوا نیست.

در یک تقسیم بندی می توان دعاوی مطروحه در محاکم قضایی را به دعاوی حقوقی و دعاوی کیفری تقسیم نمود. هم در دعاوی حقوقی و هم در دعاوی کیفری، امکان صدور قرار جلب وجود دارد ولی خوب است بدانید که قضات دادگاه ها برای صدور قرار جلب در امور حقوقی سختگیری بیشتری نشان می دهند در حالی که صدور این قرار در امور کیفری راحت‌تر است و اغلب قضات این قرار را صادر می نمایند. در این نوشتار قصد داریم در خصوص قرار جلب در امور حقوقی و امور کیفری توضیحاتی ارائه دهیم تا به کمک این توضیحات بتوانید شخص مورد نطر خود را برای احقاق حق، جلب نمایید.

 

انواع قرار جلب در قانون

خوب است بدانید دستور جلب ممکن است عادی یا سیار باشد که این تقسیم بندی بر مبنای نحوه اجرای قرار جلب می باشد.

اولین نوع قرار جلب، قرار جلب عادی می باشد در این نوع قرار، قاضی قرار جلب را برای اجرا به کلانتری خاص ابلاغ می‌کند. این قرار زمانی صادر می‌شود که شما به عنوان شاکی اعلام کنید که فرد مورد نظر در محلی زندگی می‌کند که شما آن محل را می میشناسید و از محل زندگی فرد مطلع هستید در چنین حالتی پس از صدور قرار جلب شما باید به کلانتری محل که می‌تواند کلانتری محل زندگی فرد مورد نظر باشد یا کلانتری محلی که او در آنجا دیده شده است، مراجعه کنید و پس از ثبت قرار مورد نظر، رئیس کلانتری دستور خواهد داد تا ماموری در اختیار شما قرار داده شود، سپس شما به همراه مامور به آن محل مراجعه کرده و در صورتی که فرد در آن محل یافت شود می توانید او را جلب کنید.

ولی در صورتی که از صدور قرار جلب مدتی مثلاً دو یا سه ماه بگذرد ولی هنوز فرد جلب نشده باشد در چنین حالتی قرار جلب سیار صادر خواهد شد.

نوع دوم قرار جلب، قرار جلب سیار است و زمانی صادر می‌شود که شما به عنوان شاکی از محل زندگی فرد مورد نظر اطلاع نداشته باشید و یا اینکه اطلاع داشته باشید ولی فرد از آن محل فرار کرده باشد در چنین حالتی قاضی قرار جلب را به صورت سیار صادر خواهد نمود که این قرار به همه کلانتری های حوزه قضایی قاضی ابلاغ می گردد و بر اساس آن شما در هر نقطه‌ای که فرد مورد نظر را یافتید می توانید به وسیله مأمورین انتظامی او را جلب کنید.

نکته لازم به ذکر این است که هر قاضی فقط می‌تواند نسبت به حوزه قضایی خود قرار جلب صادر نماید؛ بنابراین اگر متهم یا محکومی خارج از حوزه قضایی قاضی باشد؛ قاضی نمی‌تواند علیه وی قرار جلب صادر کند بلکه در این حالت باید صدور قرار جلب را به حوزه قضایی که متهم در آن حوزه است نیابت دهد.

قرار جلب در امور کیفری

قرار جلب در امور کیفری قراری است که در هر مرحله از دعوا به دستور قاضی رسیدگی کننده به جهت دستگیری افراد صادر می شود و به موجب آن افراد در دادگاه حاضر می شوند.

قرار جلب در امور کیفری در دو مورد صادر می گردد که آن دو مورد عبارت است از:

  • اجبار فرد به اجرای حکم: مورد اول زمانی است که حکمی علیه فرد صادر شده و در مرحله اجرا می باشد و قاضی دستور می دهد تا فرد را برای اجرا نمودن حکم جلب نمایند.
  • انجام تحقیقات بیشتر: مورد دوم زمانی صادر می گردد که هنوز اتهامی علیه فرد ثابت نشده است. ولی قاضی مبادرت به صدور قرار جلب می‌کند تا بتواند با حضور فرد تحقیقات بیشتری نموده و به پرونده رسیدگی کند. در این حالت فرد هنوز به عنوان مجرم شناخته نشده است ولی دلایلی وجود دارد که اتهام را متوجه او می کند. در این حالت قبل از جلب فرد را به دادگاه دعوت می نمایند ولی اگر دعوت دادگاه را اجابت نمود آنگاه برای جلب وی از جانب قاضی رسیدگی کننده قرار جلب صادر خواهد شد.
مطلب پیشنهادی ⬅  وکیل کمیسیون ماده 100 شهرداری بندرعباس

قرار جلب در امور حقوقی

قرار جلب در امور حقوقی زمانی صادر می‌گردد که فردی دارای دین و بدهی مالی به فرد دیگر باشد و طلبکار برای مطالبه طلب خود، دادخواست داده باشد و دادگاه حکم محکومیت بدهکار را صادر نموده باشد. پس از صدور حکم محکومیت شخص بدهکار، شخص طلبکار باید برای اجرا شدن حکم درخواستی دهد.

پس از این مرحله، علیه بدهکار اجرائیه صادر می شود،بدهکار موظف است تا بدهی خود را بپردازد یا مالی از خود معرفی کند تا از محل آن بدهی وی پرداخت گردد و یا در مهلت داده شده باید دادخواست اعسار دهد.

ولی اگر بدهکار مالی برای پرداخت بدهی خود نداشته باشد و یا اینکه نخواهد بدهی خود را بپردازد و مالی نیز از خود معرفی نکرده باشد، طلبکار باید از بدهکار مالی معرفی کند تا دادگاه آن را توقیف نموده و از محل آن بدهی بدهکار را به شخص طلبکار پرداخت نماید به این منظور او باید درخواست استعلام را به دایره اجرای اداره ثبت تقدیم نماید. برای شناسایی اموال شخص بدهکار، استعلام از اداره ثبت، بانک مرکزی، پلیس راهور و یا حتی مخابرات به عمل می آید تا وضعیت مالی بدهکار محرز گردد و در صورت شناسایی خانه یا خودرو و یا حساب بانکی دارای وجه و یا حتی شماره موبایل با ارزش، آن مال توقیف شده و از محل آن دین بدهکار پرداخت گردد.

در صورتی که طلبکار نتواند مالی را از بدهکار معرفی نماید به استناد ماده ۲ قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی ابتدا بدهکار به دادگاه احضار می‌شود که در این حالت اگر وی در دادگاه حاضر نشود قاضی رسیدگی کننده دستور جلب وی را صادر خواهد نمود. ولی در صورتی که در دادگاه حاضر شود ولی از ادای دین خودداری کند در صورتی که توان مالی داشته ولی با این حال امتناع از پرداخت می نماید تا زمانی که دین خود را بپردازد در زندان باقی خواهد ماند ولی اگر امتناع از پرداخت وی به دلیل عدم تمکن مالی یا اصطلاحاً اعسار وی باشد در این حالت برای وی حکم اعسار صادر خواهد شد و بر مبنای آن بدهی مورد نظر تفسیط می شود. در امور حقوقی هر زمان که بدهکار بدهی خود را بپردازد یا مالی را معرفی کند و یا اینکه دادخواست اعسار بدهد و اعسار وی ثابت گردد از حبس آزاد خواهد شد که البته امروزه به محض ارائه دادخواست اعسار، جلب منتفی می گردد.

در این میان هستند بدهکارانی که برای فرار از ضمانت اجرای قانونی فوق اموال خود را به اشخاص دیگری منتقل می نمایند، در این حالت اگر بدهکار بعد از شکایت شاکی اموال خود را به دیگری منتقل کرده باشد چنین انتقالی غیر قابل قبول بوده و فرد تا زمانی که بدهی خود را نپردازد زندانی می شود ولی اگر اموال خود را قبل از شکایت منتقل نموده باشد اثبات اینکه چنین انتقال ای برای فرار از دین بوده کاری سخت است.

وکیل و مشاور حقوقی در بندرعباس